تقدیر نویس
به مناسبت تولد دکتر غلامحسین ساعدی بهمراه دانلود کتاب هایش:
غلامحسین ساعدی، پزشکی که سرانجام نویسندگی را برگزید و ادبیات داستانی ایران، طی دهه های سی و چهل وام دار او شد. در سال ١۳١۴ در آذربایجان تولد یافت. فعالیت های سیاسی اش را از سال ١۳۳٠ آغاز کرد و مسئولیت انتشار چند روزنامه را در آذربایجان برعهده گرفت. بعد از کودتای ٢٨ مرداد ١۳۳٢دستگیر شد و چند ماهی در زندان به سر برد.
در سال١۳۳۴ وارد دانشکده پزشکی تبریز شد و سال بعد همکاری خود را با مجله سخن آغاز کرد.از این پس نوشتن نمایشنامه و داستان کوتاه برایش به امری جدی بدل گشت.”گوهر مراد” نام مستعاری بود که ساعدی داستان ها و نمایشنامه هایش را به این نام منتشر می کرد. در سال ١۳۳٩ داستان بلند” شب نشینی با شکوه” به چاپ رسید. ساعدی در این کتاب به ملال ها و آسیب های اجتماعی زندگی کارمندان پرداخته است. این کتاب را می توان اولین گام های زبان فارسی در مسیر رمان اجتماعی دانست که در”عزاداران بیل” به کمال خود دست یافت. شیوه ی داستان نویسی ساعدی به شیوه ای گرایش یافت که در اصطلاح، رمان روانی یا روان شناختی( psychological novl ( نامیده می شود؛ در این گونه ی رمان به تحلیل حالت های پیچیده ذهن وخصوصیت درونی اشخاص داستان پرداخته می شود و نویسنده، انگیزه های پنهان در رفتار قهرمان را تحلیل و باز شناسی می کند.
در داستان های ساعدی، جهان غم انگیز فقر و دربدری دهقانان آواره، روشنفکران سر گردان و بی هدف و ولگردان آواره اجتماع ترسیم می شود و اینگونه فقر، درماندگی و واقعیات فضیحت بار جامعه، چهره ی عریان جهان پیرامونشان را به خواننده نشان می دهند. در پس این توصیفات، خشم و خروشی توأم با کینه نهفته است و در نهایت، آنچه برای خواننده برجای می ماند، زهرخندی بیش نیست.
در سال ١۳۵۳ با همکاری نویسندگان معتبر آن روزگار شش شماره ازمجله” الفبا”را منتشر کرد. او را می توان یکی از پر کار ترین نویسندگان دوره خود دانست.
“عزادارن بیل” از سال ١۳۴٢ تا سال ١۳۵۶، دوازده بار تجدید چاپ شد و بعد از گذشت سالیان، همچنان اثری خواندنی تلقی می شود که جریان خاصی را در خود پدید آورده است؛ چنانکه شاملو در مورد آن می گوید:”ما عزاداران بیل را داریم از ساعدی، که به عقیده من پیش کسوت گابریل گارسیا مارکز است.”
از حدود سال ١۳۴٠،”گوهر مراد”رنگ و جلوه ای تازه به نمایشنامه نویسی ایران بخشید. ساعدی که تجربه داستان نویسی هم داشت توانست مسائل گوناگونی را وارد نمایشنامه نویسی ایران کند. او را به حق باید یکی از نویسندگان قدرتمند آن دوره دانست که در پیشبرد ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی ایران گام هایی عظیم برداشت.
ساعدی در ٢ آذر١۳۶۴ بر اثر خونریزی داخلی در بیمارستان سن آنتوان پاریس درگذشت. او اکنون ٢۳ سال است که نزدیک آرمگاه صادق هدایت در گورستان پرلاشز در دل خاک آرمیده. نامش ماندگار.
در پایان نمونه ای کوچک از ده ها اثرماندگار غلامحسین ساعدی را یاد آور می شوم:
نمایشنامه: کلاته گل، بهترین بابای دنیا، خانه روشنی، چوب به دستهای ورزیل، آی با کلاه، آی بی کلاه، پروار بندان، دیکته و زاویه، جانشین، وای بر مغلوب و….
آثار داستانی: شب نشینی با شکوه، ترس و لرز، توپ، عزاداران بیل، مرغ انجیر، شکسته بند، دندیل، واهمه های بی نام و نشان، گور و گهواره و تاتار خندان و … خانه های شهر ری که از نخستین آثار ارزنده ی اوست و شما می توانید برای نخستین بار در دنیای مجازی، آن را در چهارمین شماره همراوی دریافت کنید.
دانلود کتابهای دکتر غلامحسین ساعدی:(کاری از کتابخانه همراوی و وبلاگ صادق هدایت)
برای دانلود کلیک راست کنید و save as target را فشار دهید و برای دانلود نرم افزار djvu اینجا کلیک کنید
“خانه های شهر ری” (برای اولین بار در اینترنت)
آرامش در حضور دیگران از مجموعه واهمه های بی نام و نشان



دست مریزاد
خیلی عالی بود.
ولی من موفق به دریافت قالب های djvu نشدم! بعد از کیلیک بر روی پیوند صفحه ی سفید می اومد!
سپاس
به روزم با داستان
با سلام
لینک وب سایت خوب شما را در وب سایت خودم درج کردم
با تشکر
پیروز جعفری
کارتون عالیه.خسته نباشید…من با اجازتون (خانه های شهرری)رو با همین لینک به وبلاگم اضافه کردم.موفق باشید
” خانه های شهر ری ” به به !
هر روز بهتر از دیروز
همینطوری پیش برین جهانی میشین
نامه های صادق هدایت و تقدیر کتابخانه ملی فرانسه
ماه آوریل سال دوهزار میلادی دوستی که یاد صفایش بخیر زنگ زد و از من خواست که هر طور شده روز بیست و ششم در پاریس با او باشم. هر چه پرسیدم چرا چیزی نگفت. با کمی دلهره از مادرید حرکت کردم و سعی داشتم صبح بیست و ششم آوریل به پاریس برسم. در پاریس از نزدیک چهره اش را ورانداز کردم. خندان بود و گفت خوب موقعی رسیدی. ولی من تشویش داشتم. آخر خیلی بلا دیده بودم و حالا منتظر بودم بدانم علت چه بوده که خواسته من پاریس باشم. گفت مطمئن بودم دوست داری. برای این زنگ زدم که امروز در تالار کتابخانه ملی فرانسه با یک مراسم با شکوه نامه های صادق هدایت به دوستش حسن شهید نورائی را به کتابخانه ملی این کشور اهدا می کنند. بعد وقتی با نم دل و خیلی ملایم سخنان فرانسوا استاس رئیس کتابخانه ملی فرانسه را برایم ترجمه می کرد ناخودآگاه قطره ی اشکی روی گونه ام لمبر زد و فرو غلتید. فرانسوا استاس در آغاز سخنرانی اش گفت: امروز برای کتابخانه ملی فرانسه روز بزرگی است.
نمی دانم کتابخانه ملی ایران که آقای خاتمی رئیس جمهور قبلی ایران هم روزگاری ریاست آن را بر عهده داشته اند از چندتا نویسنده متوفای ایرانی امثال دکتر غلامحسین ساعدی و دیگر دلسوزان این مرز و بوم که خون دلشان را به ایران اهدا کرده اند قدردانی کرده است؟.
تنها نویسنده پرکار وبسیارجاودانه در دل تاریخ
سلام وخسته نباشید
دستتان درد نکند / جای کتاب خیاو یا مشگین شهرو توپ که به عنوان یک سند تاریخی مزین طاقچه خانه ماست در اینجا خالیست
از مطالبتان در وبلاگم با اجازه استفاده خواهم کرد
ممنونم
با درود
واقعا عالی بود.
حالا که کتابهای ایشان سانسور و یا ممنوع چاپ شده اند شما دوستان همت والا کرده اید.
به حسن عابدی هم که نظر گذاشته می گویم که سندش را برای استفاده عموم بگذارد.
با تشکر