هزار تو
“کتاب و هزار تو یگانه و همانندند”
روایت و معماری در داستانهای بورخس قسمت سوم “باغ گذرگاههای هزار پیچ”
باغ گذرگاههای هزارپیچ توسط یوتسون، مردی چینی که معلم انگلیسی و جاسوس سازمان جاسوسی آلمان است، روایت میشود. با دستگیری یوتسون توسط مادن (ایرلندیای که تحت فرمان انگلیس است) او نقشه میچیند تا اسم سری موقعیت جدید توپخانهی بریتانیا را در آنکر به فرماندهی آلمانیاش مخابره کند.
سپس او با استفان آلبرت که یک چینشناس برجسته است ملاقات میکند. دو مرد دربارهی باغ هزارتویی و کتاب هزارتویی با اسم باغ گذرگاههای هزار پیچ بحث میکنند. این کتاب را جد یوتسون نوشته است. تسوییپن که یک خارجی او را به قتل رسانده. تسوییپن حاکم استان یونین، اخترشناس، اختربین، شطرنجباز، شاعر وخطاط بوده و سیزده سال از عمرش را صرف نگارش یک رمان پرآشوب و ساخت یک هزارتو کرده که «در آن همه راهشان را گم میکنند».آلبرت اسرار هر دو اثر را فاش میکند و نشان میدهد که «کتاب و هزار تو یگانه و همانند بودهاند».تسوییپن به جای هزار تویی مادی که در فضا شاخه شاخه میشود، هزارتویی داستانی ساخته بود که در زمان منشعب شده و امکان انتخاب اعمال متفاوت و آیندههای متفاوت را فراهم میآورد. ایده وجود همزمان آیندههای متفاوت، قهرمان داستان را قانع میکند تا با اطمینان از رفاقت و نه دشمنیاش درجهان دیگر، او را بکشد. ماموریت یوتسون با دستگیری او توسط مادن و گزارش نام شهری به نام آلبرت به فرماندهی آلمانیاش کامل میشود و در نهایت فرمانده راز قتل استفان آلبرت را که برای روزنامههای بریتانیایی یک معمای غیر قابل حل به نظر میرسد، آشکار میکند. نگاهی به لیدن هارت هیستوری جنگ جهانی در پاراگراف آغازین، مشخص میسازد که ماموریت یوتسون تنها ایجاد وقفهی کوتاهی در حملهی بریتانیا بوده.
مانند داستان قبلی، استراتژی روایی در فرم داستانها و شخصیتها به گونهای است که داستانها و شخصیتها تصاویر آینهای یکدیگرند. بورخس نویسندهی باغ گذرگاههای هزارپیچ در تقارن با تسوییپن نویسندهی باغ گذرگاههای هزار پیچ قرار میگیرد (داستان داخلی). آلبرت نیز متقارن با تسوییپن است که از هزار توی خودش رازگشایی میکند و به دست یک غریبه به قتل میرسد. یوتسون در ارتباط با مادن است،هر دو تحت امر کشوری غیر از کشور خود هستند و در تقارن با غریبهای که تسوییپن را کشته و هم شکنجهگراست و هم جنایتکار. در داستان قبلی بازتابها و چرخشها به یک هویت عام منتهی شد. در این داستان و با توجه به دو شاخه شدنهای بی پایان، جنایتکار و قربانی دائماً به یکدیگر تبدیل میشوند. برای ایجاد الگویی هندسی که بیانتهایی را در خود داشته باشد، به ساخت واحد اصلی داستان و مطالعهی راههایی که از طریق آن، این واحدها به واحدها و داستانهای دیگر بسط پیدا کنند، احتیاج خواهیم داشت.
ساخت هندسی روایت
باغ گذرگاههای هزار پیچ بورخس را میتوان با دایرهای که خود بورخس در میان آن قرار دارد نشان داد. تصویر (۶ الف) روایت یوتسون دایرهی دیگری ایجاد میکند که مرکز آن بر روی محیط دایرهی قبلی قرار دارد(زیرا یو تسون وجههای از داستان بورخس است) این دو شکل در دو نقطهی دیگر نیز یکدیگر را قطع میکنند که به وسیله آلبرت و مادن مشخص میشود(تصویر ۶ب). داستان سوم تفسیر آلبرت از کتاب تسوییپن است. دایرهی دیگر با قرار گرفتن آلبرت در مرکز و تقاطع با دو دایرهی قبلی در نقاطی که توسط تسوییپن و قاتل ناشناخته اشغال میشود، ایجاد میگردد. (تصویر ۶پ و ۶د). دستگیری یوتسون توسط مادن داستانی دیگر در مطبوعات است که بهوجود آورندهی دایرهی هفتم است. فرماندهی آلمانی که در مرکز دایرهی هشتم قرار دارد، عاقبت از این قصه رمزگشایی میکند(شکل۶هـ) این الگو میتواند تا بینهایت، با ایجاد یک شبکه از مثلثها و گرهها که در همه جهات شاخه شاخه میشود، گسترش یافته والگوی گذرگاههای هزارپیچ را تشریح کند (تصویر ۷). همهی گرهها بر اساس«انتقال» نسبت به یکدیگر متقارند
تصویر ۶ – مرکز هر دایره نشاندهندهی راوی است و محیط آن نمایندهی یکی از داستانهای درونهای در داستان اصلی است. مدل قانونمند و گسترشیافتهی دایرههای متقاطع برای دریافت ساختار هندسی روایت و گسترش بیپایان داستانها تولید شده است.
انتقال، اصطلاحی است که تبدیلی را که موجب جابجایی موقعیت یک عنصر در یک صفحه میشود توضیح میدهد. مرکز دایرهها با حرکت در طول سه محور ایجاد شدهاند. سازهی هندسی در داستان قبلی یک شش ضلعی بود و استعارهی بازتولید این شکل آینههای متقاطع. در این داستان الگوی هندسی، فرش کردن با مثلثها است و استعاره، صفحهی کاشی شده است.
سرتوماس برون فیلسوف انگلیسی قرن ۱۷ مقالهای با عنوان باغ کورش نوشته است(هانتلی۱۹۹۶). او در این مقاله عنوان میکند که الگوی باغکاری باستانی به شکل آرایش پنجتایی بوده و ریاضیات استعاری باغ بهشت را در خود جای داده است.( تصویر ۸ در بخش آغازین مقاله، او ادعا میکند که الگوی اصلی مربع نیست، بلکه لوزیای است که یک شبکهی مثلثی را به وجود آورده است. این پیکربندی،کاشت حداکثری درختان در یک باغستان را مهیا میکند(مور، میچل،توبنال ۱۹۸۸)و برای براون الگوی اولیهی صفحه شطرنج را.این است که سوال آلبرت از یوتسون را به خاطر ما میآورد: «در معمایی که پاسخش شطرنج است، تنها چه کلمهای است که نباید استفاده شود؟ پاسخ دادم«شطرنج»(بورخس۲۰۰۰)». هدف آلبرت از این سوال بیان این مطلب است که در کتاب تسوییپن، واژه زمان، که به جای فضا جواب معما است ، عامداً حذف شده است. باغ کاری آرایش پنجتایی،به عنوان مدل کیهانی بهشت،در کنار صفحه شطرنج و هزارپیچها نمایشیست از رابطهی ذهن آدمی و جهانی که منطق او را به شکل الگوهای منظم هندسی، ریاضیات و زبان، رمزگشایی میکند(اروین ۱۹۹۴).
اروین میگوید کتاب هزارتویی تسوییپن نه تنها به براون بلکه به باغی که هم هزارتو است و هم صفحهی شطرنج - باغ خانهی آینهای در از میان آینه(اروین ۱۹۹۴)ی لوئیس کارول- اشاره دارد. کتاب کارول برگشتهای موقتی و واژگونیهای فضایی را میسازد. گاردنر توضیح میدهد، رویاهای آلیس در مورد شاه قرمزپوش که آلیس را در خواب میبیند،نمایش یک بازگشت بیانتهاست، مانند دو آینه که رو در روی یکدیگر قرار دارند(گاردنر ۲۰۰۱). برای گاردنر، شطرنج به واسطهی تقارن بازتابی مهرههای دوطرف در ابتدای بازی، شامل همان ایدهی آینه است. با استفاده از کارول و براون به نظر میرسد در حین خواندن باغ گذرگاههای هزارپیچ معمایی را میخوانیم که جوابش شطرنج است.
تصویر ۷ – الگوی هندسی با تولید سطحی کاشیکاری شده، بینهایت گسترش پذیر است.
کالوینو نیز در شهرهای نامرئی از شطرنج به عنوان یک روایت استفاده کرده است. از منظر پپونیس این مسئله به مقایسه سوسور بین زبان و بازی اشاره دارد(پپونیس ۱۹۹۷).
تصویر۸– الگوی آرایش پنج تایی (چپ) وحداقل فضای اشغال دایرهها(راست).
در صفحهی شطرنج، هر حرکت از میان قوانین ساختاری فهمیده میشود، همانگونه که معنی کلمات در یک جمله از میان رابطه آنها با دیگر کلمات فهمیده میشود. میتوان مقایسه با شطرنج را به یک فرضیهی پایهای دیگر سوسور اضافه کنیم. روش دلالت معنایی نه تنها به وسیله عملکرد متوالی(از اسم و فعل، مبتدا و خبر و..) که در یک جمله ظاهر میشوند، بلکه به وسیله قوانین ساختاری جانشینی، که هر دال را به دالهای بالقوه دیگر در بین سیستم کلی زبان -که البته حضور ندارند- متصل میکند،کنترل میشود(سوسور۱۹۸۵). در شهرهای نامرئی کالوینو، کوبلای خان سعی در رمزگشایی منطق شهرها با کمک بازی شطرنج دارد. اسمی که استفاده نشده ولی همیشه به آن اشاره میشود: بورخس
بورخس در مقالهاش، «افسانهها در افسانه زندگی میکنند»، به نقاشی ولاسکوئز،«لاس منیناس»، اشاره میکند که در آن ولاسکوئز خودش را در حال نقاشی چهرهی فیلیپ چهارم و همسرش کشیده است. در حالی که آنها در خارج از کادر تابلو هستند ولی در آینه دیده میشوند(بورخس ۲۰۰۰) روی سینهی نقاش یک صلیب سانتیاگو هست(تصویر۹).بورخس می گوید شایعهای هست مبنی بر اینکه خود پادشاه آن صلیب را آنجا کشیده است تا نقاش را شوالیهی آن مجموعه کند. سپس نتیجه میگیرد که وارد کردن یک نقاشی داخل نقاشی دیگر، مانند درونهگیری یک داستان داخل داستان دیگر در جهان ادبیات است.
تصویر۹–لاسمنیناس. ولاسکوئز
تکنیک تصویری ولاسکوئز در حذف زوج سلطنتی مشروط بر استفاده از تصویر آنها در آینه، شبیه عدم ارجاع مستقیم به لوئیس کارول است. ولی در بوم بورخس تنها لوئیس کارول نیست که به آن اشاره میشود. با نگاه کردن به نقاشی، ما شخصیتهایی را میبینیم که به ما نگاه میکنند. آنگاه متوجه میشویم که صفحه نقاشی برای دربرگرفتن ما گسترده شده، گویی این ماییم که سوژهی گم شده هستیم. با دنباله روی از قراردادهای ارائهی تصویری غربی که پنجرهای به سوی دنیای واقعی باز می کند، میبینیم که لاسمنیناس عادت خوانش تصویری را به عنوان نمایش واقعیت به چالش میکشد.او با پرتاب ما به داخل صحنه، ما را با پارادوکس فضای واقعی و خیالی که در یکدیگر حل شده و یکی گردیدهاند، متحیر میسازد. تکنیک روایی بورخس نیز به چنین تاثیری دست مییابد. شخصیتهای چندگانهی نویسنده در یک صفحهی مفروش ، پنجرهای به ذهن او باز میکنند. در آنجا آنچه را که او میخواسته ما بینیم، میبینیم: دیدن خودمان در حال تماشا





سلام بر دوستان همراوی
ممنون از حضورتان
لینک شدید در داستان در داستان
حتماً شما بهترید
سلام…
بروزم ومنتظر ردپاهاتون…
یاعلی….
التماس دعا..
[گل][بدرود]
فراخوان اولین
جشنوارهی داستان کوتاه منطقه ای
(راوی )
با حضور داستان نویسان استان های (ایلام- کرمانشاه-کردستان-همدان-لرستان-آذربایجان غربی- خوزستان-مرکزی)
شرایط شرکت در جشنواره:
-جشنواره در دوبخش آزاد و موضوعی برگزار می شود
-بخش موضوعی شامل داستان های کوتاه با مضامین عاشورایی و شهادت می باشد
-. هر نویسنده می تواند حداکثر سه داستان در هر بخش به دبیرخانه ی جشنواره ارسال نماید
- آثار ارسالی نباید بیشتر از ۸ صفحهA4 باشند.
- آثار به صورت خوانا و ترجیحا تایپ شده و در یک روی کاغذ A4 ارسال شوند.
- از ارسال مقاله، خاطره و قطعهی ادبی خودداری فرمایید.
- به ۳نفر برگزیدهی جشنواره در هر بخش جوایز ارزشمندی اهدا می شود
-داوری آثار توسط سه نفر از نویسندگان برجسته کشور انجام می شود .
- اثار ارسالی نباید از برگزیده های جشنواره های دیگر باشند..
- آثار منتخب در مجموعهای چاپ خواهند شد.
-مشخصات کامل نویسنده شامل نام و نام خانوادگی نشانی و تلفن بر روی هر اثر ذکر گردد.
- مهلت ارسال آثار تا تاریخ ۲۶ اسفند ماه ۸۷ است، آثاری که پس از تاریخ مقرر ارسال گردند در مسابقه شرکت داده نمیشوند.
- اختتامیه جشنواره در بهار سال ۸۸ برگزار خواهد شد
طریقه ی ارسال آثار:
-علاقمندان می توانند آثار خود را به نشانی ایلام-صندوق پستی ۱۳۳-۶۹۳۱۵-دبیرخانه جشنواره داستان کوتاه راوی -
و یا به ایمیل: jalil313@yahoo.com
شماره تماس: ۰۹۱۸۳۴۱۲۲۹۱
جلیل صفربیگی