همراوی نشریه تخصصی داستان » 2009 » مارس

دانلود شماره ششم همراوی

دانلود PDF ششمین شماره همراوی(کلیک کنید)
سردبیر: سعیده سیاحیان
همکاران و نویسندگان این شماره: الاهه صادقانی، فهیمه سیاحیان، مهناز طباطبایی، علیرضا کرباسیون، محبوبه صمدپور، سیما بلورچی، طاهر شریعت پناهی، شیما آبگینه، علی خدادادی، سالار رفیعیان، رسول ابوطالبی و سجاد حقیقت قهفرخی
مهمانان این شماره: سعید عقیقی، سیاوش گلشیری، ذبیح رضایی
تشکر ویژه از: علیرضا منصوری

یک مهمانی یک رقص

داستان هاجر نوشته ذبیح رضایی:
من صاحب عکس رافقط دیده ام اما نمی شناسم. نه با او ارتباطی نداشته ام. به گمانم از زوارای اینجاند. اینجایش را مطمئنم. قد بلندی دارد چادر سرش می کند لچک هم می بندد. می بینم می آید زیارتگاه. شمع روشن می کند. نه نمی دانم چند مدت است.گمانم سه سالی [...]

زبان از یاد رفته

آدم و حوای دوبلینی!:
“عربی” یکی از پانزده داستان کوتاه مرتبط، در مجموعه ی دوبلینی ها، نوشته ی جیمز جویس نویسنده ی توانای ایرلندی ست. داستان روایت پسرکی ست که در یکی از خیابان های قدیمی دوبلین زندگی می کند. او پس از آنی که عاشق خواهر دوست خود می شود، به در خواست او تصمیم [...]

صفحه های سگی

بدون مقدمه:
ب-هنجارشکنی های روایی و خط داستانی خط خطی کتابهای اخیر شما استاد، جیگر مرا آب نمود!
الف- شاگرد کلاً تو مرا تحت تأثیر قرار می دهی. اری این چنین بود برادر که ما خط در روای داستان کنیم!
ب- بله! شما روح یک جهان بی روحید و هفته ای یک بارش آدمو نمی کشه واقعاً! راستی [...]

اسفار کاتبان

قسمت سوم هفت پیکر نظامی گنجوی:
شاه روزی شکار کرد پسند                                                در بیابان پست و کوه بلند
بهرام در دشت، چون شیر، شور و غوغایی در شکار گور به راه انداخت و از کمان، تیرها  بر سر گوران [...]

روزی روزگاری دیروز

یادداشتی بر “زیر دندان سگ” نوشته بهمن فرسی– شهریور ماه ۱۳۴۳ بهمراه دانلود کتاب:
نگاه می کنی به تاریخ، می بینی بیش از ۴۰ سال از نگارش “زیر دندان سگ” می گذرد. نگاه می کنی به تاریخ، می بینی از “شب یک، شب دو” نیز ۳۴ سال گذشته است. نگاه می کنی به تاریخ، می پرسی [...]

هزار تو

“کتاب و هزار تو یگانه و همانندند”
روایت و معماری در داستان‌های بورخس، قسمت چهارم، “مرگ و پرگار”
مرگ و پرگار داستان تلاش کارآگاهی با نام لونورت است برای حل معمای یک سری جنایت‌های زنجیره‏ای. اولین جنایت در شب سوم دسامبر رخ می دهد. رابی مارسلو یارمولینسکی در یک هتل که به نظر می‏رسد در شمال یکی [...]

نیمه پنهان ماه

دانلود آثار هوشنگ گلشیری تقدیم به دوستدارانش:
داستان انفجار بزرگ با صدای نویسنده و بسیاری از مجوعه داستاهایش (کریستین و کید، معصوم دوم و چهارم و پنجم، شازده احتجاب، جن نامه، خوابگرد، بره گمشده راعی، عروسک کوچک، چرا داستان می نویسیم و…) را در ادامه مطلب می توانید دانلود کنید. همچنین در قسمت نظرات این پست، [...]

بند انگشتی

داستانهای کوتاه کوتاه از طاهر شریعت پناهی و سالار رفیعیان:
مثل همیشه، در میان استهزاء رفقایش، قورباغه زرد از خانه خارج شد. می رفت که بالاخره اولین شیرجه خود را برود. پدرش مدت ها منتظر این لحظه بود. نفسش را حبس کرد و پرید توی برکه. اما در زیر آب فهمید قورباغه نیست، قناری زرد است. [...]

کارگاه مصیبت بار

قسمت ششم کارگاه داستان به همراه بررسی تمرینهای قسمت پنجم:
من گفت هیچ شخصیتی در خلاء شکل نمی گیرد. در ضمن آدم بی حرکت با مجسمه چه فرقی دارد؟ منظورش را دریافته بودم. اول اینکه از توصیفات ریز خسته شده بود، دوم اینکه روحش برای نوشتن داستان پر می زد. حق با او بود. [...]

تقدیر نویس

به یاد هوشنگ  گلشیری یادداشتی از سعید عقیقی:
کم بود اما بود… سیگاری هم نبودم که یکی ازش بگیرم.زیر چناری که از چناری اش چیزی نمانده بود ایستاده بود و نم چشمش را با دود بیرون می داد. تشییع جنازه اخوان بود و هنوز مرگ، مرگ دوست و بزرگ، عادی نشده بود. .هنوز مردن بزرگی داشت. [...]

چرندیات پست مدرن

سخن سردبیر برای شماره ششم:
همیشه آغازها لحظات به یادماندنی اند. پُرشان شیرین و کمشان تلخ. شیرینی ها خاطرات می شوند و تلخی ها تجربه، در این میان ما می شویم کهنه کار! همراوی کهنه کار نیست. این را از کاستی هایش می فهمد، اما بی تجربه هم نیست؛ چرا که همراهان بی ادعا بسیار دارد. [...]

تقدیر نویس

یادداشتی از سیاوش گلشیری به مناسبت سالروز تولد هوشنگ گلشیری:
حالا می‌خواهم بنویسم. درست پس از نه سال. آن هم حالا که دیگر نه خبری از آن جوانک بیست و یکی – دو ساله است و نه منگی آن کابوس ابدی تا مثل گذشته لانه کند در وجودم، آرام اما مداوم نشت کند، نشت کند و [...]

تقدیر نویس

به مناسبت سالروز تولد هوشنگ گلشیری:
اسفند، ماه تولد هوشنگ گلشیری ست. اما در خاطره ی ما آن خرداد تلخ همچون بختکی به جان شیرینی زمستان ۱۳۱۶ افتاده است. برایمان سخت بود. ما که جمع کوچکی بودیم به امید موجی در سرزمینی که موج خیزی رگ و ریشه اش شده. برایمان سخت بود. باورش نمی کردیم.  [...]