داستان “زندگی و چند نقطه”
نوشته قاسم رستمی نیا:
دریا زل زده بود به تخم چشمهام دلم موج برمی داشت با موج دریا و غرشهایی که از ابتدای زمین همین صدا را داشته اند نرم می آمدند روی ساحل و ماسه ها خیس می شدند . توی رد پاها آب شور پر می شد . نمی دانم [...]
دسته : داستان
در تاریخ ۰۵ دی, ۱۳۸۸ نویسنده همراوی
یادداشتی بر “مفیدآقا”
نوشته مرتضا کربلایی لو
۱-مادری می میرد و پدر برای ادامه زندگی با زنی دیگر ازدواج می کند. نامادری نمی تواند با فرزند پدر کنار بیاید، او را آزار می دهد، شکنجه می کند. حتا ممکن است پدر را سربه نیست کند یا با کلک او را به مکانی دور بفرستد و خودش حاکم [...]
دسته : نقد و بررسی
در تاریخ ۰۵ دی, ۱۳۸۸ نویسنده سعیده سیاحیان
سینمای شوروی تا ۱۹۲۹ قسمت دوم:
ژیگا وِرتوف (۱۸۹۶-۱۹۵۴)
نام اصلی او دنیس کاوفمن است. چندی پس از انقلاب اکتبر به سوی فیلم هفته که ویژه اخبار تازه هفته بود جلب شد و نزدیک به چهل فیلم در این زمینه پدید آورد. ورتوف پس از ساختن فیلمی درباره جنگ داخلی از سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۵ در [...]
دسته : سینما
در تاریخ ۲۸ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده همراوی
قسمت هشتم هفت پیکر نظامی گنجوی:
نشستن بهرام روز سه شنبه در گنبد سرخ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم چهارم:
سه شنبه روزی در دی ماه، بهرام سوی گنبد سرخ روان شد، نزد بانوی سرخ روی سقلابی.در کنارش گرفت و شب هنگام پری رخ را خواست تا افسانه ای بگوید. بانوی سرخ فام، پادشاه را دعای [...]
دسته : داستان های کهن
در تاریخ ۲۸ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده مهناز طباطبایی
مورد عجیب بنجامین باتن (بخش چهارم):
نوشته اسکات فیتز جرالد/ مترجم ناهید حسنی
قصد دارم از زندگی بنجامین باتن در بین سالهای دوازده تا بیست و پنج سالگی اش کمتر بگویم و به همین بسنده می کنم که این سالها سالهای طبیعی رشد معکوس بودند.بنجامین درهیجده سالگی به اندازه ی یک مرد پنجاه ساله بود؛ موهای بیشتری [...]
دسته : ترجمه
در تاریخ ۲۸ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده ناهید حسنی
نقد مبتنی بر روانکاوی سنتی (۲)
مکانیسم های دفاعی:
بالاتر اشاره شد که “خود” مسئول به تعویق انداختن و یا ملغی کردن امیال و خواسته ها و به طور کلی تنظیم غرایز “نهاد” است.
دسته : نقد و بررسی
در تاریخ ۲۱ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده علی خدادادی
داستان کوتاه کوتاه:
داستان “یک روز آرام” نوشته ابراهیم قلانی
داستان “وستندواچ” نوشته سجاد حقیقت قهفرخی
داستان
دسته : داستان کوتاه کوتاه
در تاریخ ۲۱ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده همراوی
قسمت یازدهم کارگاه داستان:
من مدادش را پرت کرد و گفت: “خب من باید چه کار کنم، دو نفر را به جان هم بیندازم؟” صورتش به قدری برافروخته بود که فکر کردم اتفاق بدی افتاده است. اما او فقط با کشمکش مشکل پیدا کرده بود.
دسته : کارگاه داستان
در تاریخ ۲۱ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده همراوی
آوان-گارد
شاید شگفت زده شویم از این که یک اصطلاح نظامی در تعریف آنچه امروزه معمولا یک موضع ضد تشکیلات به حساب می آید, به کار آمده است. اصطلاح آوان-گارد نخستین بار در معنای مدرن آن دلالت بر گروه بندی های زیبایی شناختی متعددی می کرد که بلافاصله قبل و بعد از جنگ جهانی اول تشکیل [...]
دسته : سینما
در تاریخ ۲۱ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده فرشید مهیار
سرمقاله برای شماره سیزدهم:
رسم است در سالگشت هر نشریه، مجله یا جریده ای با هر موضوع و مطلب و مضمونی که باشد، دست اندرکارانش، به یمن گذر نخستین سال، گردهم جمع شوند، این سالگشت را به خود، همکاران و مخاطبانشان تبریک بگویند. از شیرینی ها بسیار یاد کنند، گلایه از تلخی ها سردهند و همه [...]
دسته : سخن سردبیر
در تاریخ ۱۴ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده سعیده سیاحیان
در تعهد هنر (مصاحبه ای خواندنی با احمد شاملو)
- به نظر شما شعر هنرى آزاد است یا ملتزم؟
- اصولاً هنر ملتزم نیست یعنى هیچگاه التزام و تعهد نقشى در آفرینش هنرى بازى نمی کند. التزام امرى شخصى و فردى است.
.
دسته : تقدیر نویس
در تاریخ ۱۴ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده همراوی
“اتاقی از آن خود” پست تازه واردی ست به واقع از آن تو. این پست هر شماره به یک اثر سینمایی یا داستانی اختصاص خواهد یافت. و تو، همراوی همراه، فرصتی خواهی داشت تا در این اتاق یادداشتی برای دوستانت بگذاری. این شماره: فیلم صداها
.
دسته : اتاقی از آن خود
در تاریخ ۱۴ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده همراوی
احمد شاملو به سال ۱۳۰۴ در تهران متولد شد. تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت زیرا پدرش که افسر ارتش بود اغلب از این شهر به آن شهر اعزام می شد و هرگز خانواده نتوانست برای مدت طولانی در جایی ماندگار شود. در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیت های سیاسی به زندان متفقین کشیده شد …
دسته : تقدیر نویس
در تاریخ ۱۴ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده همراوی
داستان “توقف ممنوع ” نوشته الاهه صادقانی:
ساعت ۹ است و تو دمغی از اینکه هنوز دشت نکرده ای و دلت جوش می زند، برای بنزین نبودی که دارد بیهوده دود می شود و می رود هوا. می رسی سر چهار راه پراز مسافری که همه له له می زنند برای تاکسی و ماشین تو را [...]
دسته : داستان
در تاریخ ۱۴ آذر, ۱۳۸۸ نویسنده الاهه صادقانی